ما همه همسفریم

زندگی  دفتری از خاطره هاست.

خاطراتی شیرین خاطراتی که ز تلخی رگ جان می گسلد.

ما ز اقلیمی پاک که بهشتش نامند.

به چنین رهگذری آمده ایم گذری دنیا نام.

که از نامش پیداست مایه پستی هاست.

ما همه همسفریم  کاروان می رود آهسته به راه.

مقصدش سوی خداست  همه ازسوی خدا آمده ایم.

باز هم رهسپر کوی خداییم همه.

ما همه همسفریم    لیک در راه سفر .

غم  و شادی به هم است.

یک نفر همدم خوشبختی هاست.

یک نفر همسفر سختی هاست.

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد.

ما همه همسفریم...

برای شما برای  تو  

                                      بنام خدای دوست

                                       که هرچه داریم  از اوست

ای عزیز:

عمر را به  نادانی به آخر مرسان

بیاموز و بیاموزان

علم اگر چه دور باشد بطلب

در سختیها صبر پیشه گیر

بر شکسته وگذشته افسوس مخور

بشنوتا بدانی

بدان تا بروی

برو تا برسی

برس تا بیابی

بیاب تا گم شوی

گم شو تایافته شوی

یافته گر تا بشناسی

بشناس تا دوست بداری

دوست بدار تا دوست شوی

                                                      موفق وپر انرژی باشید.

از تحقیقات آموختم ده راهکار مهم برای زیبا اندیشیدن وخوب سخن گفتن

                                 بنام خدا روشنگر اندیشه ها


اول:زندگی و کلاس درس را همچون رودخانه ای بدانیم و خود رادرمسیر آن شناوروجس

ت وجوگربیابیم.

دوم:خود راباچیزهای دیگر  مثل "ماشین" مقایسه کنیم وبه تفاوتهای کمی وکیفی هر دو توجه کنیم.

سوم:از جمود در تفکر دوری گزینیم وخودرا همچون آهویی در حال تعقیب  همواره در جست وخیز فکر ببینیم.

چهارم:در بعد تفکر به تحلیل ترکیب  نقادی نوآوری وخلاقیت مطالب بپردازیم.

ششم:با توجه به ضابطه مند بودن نوشته  از قالبی نوشتن مخصوصا در نوشته های آزادبپرهیزیم.


هفتم:تا فکری وحرفی برای ارایه دادن وگفتن نداشتیم هرگز دست به قلم نبریم.

هشتم:چون خواندن مقدمه نوشتن است پس شروع  به خواندن آگاهانه  آن هم از تحلیل آگاهانه متن کنیم.

نهم:برای نیل به مقصود  از تفکر  خلاق وآفرینشگر  که اعتماد به نفس وانگیزه را پرورش میدهد بهره ببریم.

دهم:در آخرین مرحله:

 
ادامه نوشته

فهم  عاشقانه  بخشیدن در زندگی

دستها یی را می شناسم که گویی فقط برای گرفتن خلق شده اند.

دستانی که تجربه دادن ندارند و لزت بخشیدن را نچشیدن..

به عکس دستانی را هم می شناسم که بخشنده اند و مهربان که در عین خالی بودن باز هم گره گشایند وپرمهر.

دستانی که همیشه دیگری را بر خو د ترجیح داده اند و مسکین ویتیم و اسیر را رد نکرده اند.

دستانی که آب را بر آب ریختند و در اوج تشنگی برای همیشه چشمه شدندو تا ابد گره گشای وبرای همیشه بابالحوایج


( داستانی را که میخوانید واقعی است بیاییم اندکی تامل کنیم)

برنج های رویایی

ادامه نوشته