خوشا به حال باغبانی که دانشش باغبانی وبینشش پرواز پروانه وعشقش باز شدن غنچه هاست*

خوشا به حال چوپانی که هیچ وقت فیزیک وشیمی نخواند امابا نی خود گاوها راپر شیر وفضا رااز موسیقی پر میکند  وبه هر غریبه ای بدون پرسیدن نامش کاسه ای شیر تعارف میکند.

خوشا به حال معلمی که به جای دادن کتاب به شاگردش «آنچه که روحش می طلبد ونیاز دارد با دانش همراه وبه او می بخشد.

خوشا به حال مادری کهبه جای تنبیه  و انتقاد بی مورد از فرزندش «او رامهربانانه با موقعیتش آشنا میکند.

خوشا به حال دریا«دریا«کهوقت غروب تنها آرزویش تن آسایی با خورشید.

و خوشا به حال آن که ذهنش را  اسیر کلمه وجمله نکره وتنها با نسیم وشبنم و قاصدک آشناست.دوست دارم یک لحظه هم که شده نسیمی باشم که با تمام نادانی ام زیر گوش خدا زمزمه عشق گویم؟ عزیزان راز و نیاز همگی قبول حق